مظفر شاهدی

خرید بک لینک
محمدعلی فروغی، روشنفکران پسامشروطه و سلطنت رضاشاهدر گفت و گو با دکتر مظفر شاهدیگفت و گو از: رحمت رمضانیپرسش: محمدعلی فروغی کیست؟ روشنفکری که با استبداد همکاری کرد یا رضاخان مجری اقدامات فرهنگی و توسعه آمرانه روشنفکرانی مانند فروغی بود؟پاسخ: برای پاسخ دقیقتر بهاین پرسش، که در کلیت خود میتواند و بلکه باید وضعیت و ساحت پاسخگویی بههر پرسش تاریخیِ دیگری را هم تبیین کند، لازم است مقدمهای را عرض کنم.واقعیت این است که نگاه علمی و بلکه داوری درباره کارنامه شخصیتهای تاریخی و موضوع تاریخ تحولات و رخدادهایی که در شئون گوناگون سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، امنیتی و یا هر جنبه دیگری از آنچه در گذشته روی داده است، در بستر مکاتب و فراتر از آن پارادایمهای فکری، فلسفی و سیاسی مختلف، که بهنوعی رقیب یکدیگر بوده و هستند و هریک بر اساس مبانی نظری خاص خود، نگاه و رویکرد متفاوتی بهخاستگاه و معنای رخدادها و تحولاتِ تاریخی داشته و دارند، صورتبندی تبیینی و تحلیلیِ متفاوت و گاه کاملاً متعارضی پیدا میکند. بهطور مشخص مکاتب تاریخنگاری و تاریخپژوهیِ مارکسیستی، لیبرالیستی، اسلامگرایانه و نیز ملیگرایانه هویتطلب باستانگرا، هر یک بر اساس مفروضات و مبانی فکری، ایدئولوژیکی و فلسفی و سیاسیِ خود، پیرامون یک واقعه، پدیده و یا یک شخصیت تاریخیِ واحد، فهم و داوریِ تاریخیِ متفاوت و بلکه سراسر متعارضی ارائه میدهند.چنانکه درباره همین شخصیتِ تاریخیِ محمدعلی فروغی که در این گفتگو مورد پرسش قرار دادهاید، هر یک از مکاتب تاریخنگاری بالا، حتی اگر همه آنها برای مطالعه و بررسی کارنامه تاریخی او بهمتون و اسنادِ واحد و همسانی ارجاع بدهند، باز هم خوانشها، فهمها و داوریهای تاریخیِ متفاوتی ارائه داده و مظفر شاهدی...

ما را در سایت مظفر شاهدی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 145 تاريخ: شنبه 1 بهمن 1401 ساعت: 2:58

امیرکبیر و مسیر دشوار اصلاحات؛ گفت و گو با دکتر مظفر شاهدیگفت و گو از: رحمت رمضانیپرسش 1: اصولاً چند رویکرد اصلاحطلبانه در ایران وجود داشته است؟ آیا چیزی تحت عنوان اصلاحطلبی جامعهمحور داشتهایم؟پاسخ پرسش 1: در فرهنگ سیاسی، مفهومِ اصلاحات و اصلاحطلبی، در کلیت خود، یک پروژه و بلکه یک پروسه درونحاکمیتی محسوب میشود؛ برخلافِ تحرکات انقلابی و براندازانه، که عموماً علیهِ نظم سیاسیِ موجود شکل گرفته، گسترش مییابد. بهعبارت دیگر، اگرچه، ممکن است، حتی یک روند اصلاحی عمیق و بنیادین، در نهایت، همان اهدافِ سیاسی- امنیتی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادیِ یک انقلابِ تمام عیار را هدف قرار دهد؛ اما، بهویژه در روش، سازوکار و فرایندی که میتواند و بلکه باید طی بکند، تفاوتهایی کاملاً مشخص و بارز با تحرکاتِ انقلابی دارد که کم و بیش همه ما، اطلاعاتِ بسندهای از، لااقل، مهمترین تفاوتها در روش، رویکرد و تبعاتِ آنها داریم.هر دوی آنها (هم اصلاحات که در درون نظم سیاسی موجود شکل میگیرد و هم انقلاب که علیه نظم سیاسی موجود بهوجود میآید)، در مجموع، هدف ایجاد تحول و تغییرِ در عرصههای گوناگونِ سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و امنیتیِ جامعه را دنبال میکنند.این مقدمات را ذکر کردم تا بتوانیم موضوع جامعهمحور بودن یا جامعهمحور نبودنِ بحث و بلکه ضرورت اصلاحات و اصلاحطلبی را بهگونهای دقیقتر تبیین کنیم. باید بگویم، در کلیت خود، اصلاحات، بهنوعی، بازنگری و بهتبع آن تغییر، نوسازی و بازسازی روندها، ساختارها و عادتوارههایی است که بهدلایل گوناگون، دیگر، آن کارآیی و کارآمدیها و کارویژههای ضروری پیشین را از دست داده است و بهویژه، رهبران و کارگزارانِ نظم سیاسیِ موجود، در موقعیت زمانی مناسب و تا وقت مظفر شاهدی...

ما را در سایت مظفر شاهدی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 114 تاريخ: شنبه 1 بهمن 1401 ساعت: 2:58

صفحه بندی